سقوط دموکراسی در مسلخ مماشات؛ پاریس چگونه شرف سیاسی خود را به دلار نفتی و باج‌خواهی اتمی فروخت؟

نویسنده: دکتر مسعود کاشفی – ویلوورده، بلژیک

سیاست مماشات و باج دهی ذلیلانه دولت امانوئل ماکرون به دیکتاتوری تروریسم آخوندی، حاکم بر ایران، بار دیگر چهره واقعی، کریه و عریان خود را در قلب پاریس آشکار کرد. رژیمی که دستان پلیدش به خون پاک هزاران جوان آزادی ‌خواه ایرانی و شهدای سرفراز قیام‌های خونین ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه آغشته است، این بار از امتیاز سکوت، سازش و خوش‌خدمتی شرم‌آور بخشی از دولت‌های غربی بهره‌مند شد؛ تا جایی که تجمع بین‌المللی و مسالمت‌آمیز هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ (۳۰ خرداد ۱۴۰۵)، ناگهان با یک تصمیم کاملاً سیاسی، دیکته‌شده از سوی تهران و غیرقابل توجیه، به بهانه مسائل امنیتی، لغو شد و تظاهر کنندگان با خشونت غیرقابل تصور نیروی پلیس ویژه فرانسه مواجهه شدند.


شرح جنایت پاریس؛ اسپری فلفل بر چشمان مادران شهیدان
آنچه در ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ در خیابان‌های پاریس به دستور مستقیم الیزه رخ داد، افکار عمومی و وجدان‌های بیدار جهان را به‌شدت جریحه‌دار و مبهوت کرد. برخورد خشن، وحشیانه و سرکوبگرانه پلیس ضد شورش فرانسه (CRS) با حامیان و شرکت‌کنندگان مصمم این گردهمایی در میدان «ووبان» (Place Vauban)، بیش از آنکه یادآور ارزش‌های ادعایی جمهوری فرانسه و مهد آزادی باشد، تداعی‌کننده روش‌های فاشیستی است که مردم مظلوم ایران دهه‌هاست از سوی دیکتاتوری ولایت فقیه و پاسداران تروریست این رژیم در خیابان‌های تهران، اصفهان و زاهدان تجربه کرده‌اند.
مستندات حقوقی و شواهد عینی از صحنه سرکوب پاریس، سند رسوایی ابدی الیزه است:

  • لگدکوب کردن تصاویر شهدا: مأموران تحت امر ماکرون در کمال وقاحت و بی‌شرمی، تصاویر شهدای گرانقدر آزادی ایران را که توسط معترضین و تظاهرکنندگان ایرانی حمل می‌شد، زیر چکمه‌های خود لگدکوب کردند.
  • حمله به سالمندان و زنان: شواهد رسانه‌ای و ویدیوهای منتشر شده نشان می‌دهند که پلیس در فاصله‌ای نزدیک، اسپری فلفل را مستقیماً به چشمان زنان و مردان مسن ایرانی پاشیده است؛ و معترضین ایرانی را بشدت ضرب و شتم می کنند ، مردمی که سال‌ها رنج غربت، زندان و شکنجه رژیم آخوندی را تحمل کرده‌اند.
  • ضرب و شتم و بازداشت‌های فله‌ای: استفاده بی‌محابا از باتوم و شوکر علیه تظاهرکنندگانی که تنها جرمشان فریاد «مرگ بر ستمگر» بود، چهره فاشیسم دیپلماتیک را برملا کرد. در این شبیخون سیاسی، پلیس فرانسه حدود ۲۰ نفر از تجمع‌کنندگان مسالمت‌جو را بازداشت و دستگیر کرد تا وفاداری خود را به معامله با تهران ثابت کند.

خفه کردن صدای رسانه‌ها؛ ممانعت از کار خبرنگار بریتانیایی


عمق این فضاحت سیاسی آنجا عیان‌تر شد که پلیس فرانسه برای پنهان کردن ابعاد سرکوب خود، شمشیر را برای آزادی بیان و رسانه‌های بین‌المللی نیز از رو بست. در جریان این درگیری‌ها، «پل بالدوین» (Paul Baldwin)، خبرنگار سرشناس رسانه بریتانیایی اکسپرس (Express) که مشغول پوشش خبری ناامیدی و اعتراض تظاهرکنندگان پراکنده شده بود، توسط نیروهای ضد شورش متوقف و با خشونت از انجام وظیفه حرفه‌ای خود منع شد.
در مستندات ویدئویی ضبط‌شده توسط این خبرنگار، او خطاب به مأموران گارد فرانسه می‌گوید:
« یعنی من اجازه ندارم به آنجا بروم و گزارش تهیه کنم؟ شما به عنوان پلیس فرانسه دارید جلوی کار یک خبرنگار بریتانیایی را می‌گیرید؟».
این برخورد نماد آشکار ترور آزادی بیان در کشوری است که خود را مهد دموکراسی می‌خواند، اما برای خوش‌آمد مبلغان ترور در تهران، قلم خبرنگاران آزاد را می‌شکند.

معامله با بشکه‌های نفت؛ توهم صلح با فاشیسم مذهبی

امانوئل ماکرون و جناح‌های سازش‌کار غربی بارها فریب سراب مماشات را به بهای دستیابی به بشکه‌های پترولیوم و قراردادهای موقت و حقیر تجاری خورده‌اند. این سیاست کوته‌بینانه نه تنها کمکی به صلح نکرده، بلکه جهان را با تروریسم بین‌المللی، باج‌خواهی اتمی و تهدیدات گسترده امنیتی مواجه ساخته است. رژیم آخوندی که با بحران‌های عمیق مشروعیت و خطر سرنگونی در داخل دست‌وپنجه نرم می‌کند، هرگونه عقب‌نشینی غرب را نشانه‌ای از ضعف تلقی کرده و گستاخ‌تر از پیش به باج‌خواهی منطقه‌ای خود ادامه می‌دهد. خطاب ما به دولت‌ها و سیاستمداران عافیت‌طلب اروپا، به‌ویژه شخص امانوئل ماکرون روشن و قاطع است: «آزموده را دگر آزمودن خطاست». تجربه دهه‌ها سازش و امتیازدهی به رژیم ایران نشان داده است که نتیجه این سیاست نه صلح و ثبات، بلکه گسترش بحران، جنگ‌افروزی، ناامنی و باج‌خواهی بیشتر بوده است. هر امتیاز تازه، رژیم را گستاخ‌تر و هزینه‌های آینده بشریت را سنگین‌تر می‌کند.

مقاومت سازمان‌یافته؛ تنها آلترناتیو هراس‌آور برای تهران

در مقابل این توطئه مشترک و ننگین الیزه و تهران، شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق بار دیگر صلابت، اقتدار و اصالت خود را به نمایش گذاشتند. آن‌ها ثابت کردند که در هر شرایطی، حتی در مواجهه با تیغ، گاز فلفل و باتوم پلیس فرنگ، پرچم مقاومت در برابر استبداد دینی را برافراشته نگه می‌دارند. واقعیتی که رژیم تهران و حامیان پیدا و پنهان آن در غرب را به‌شدت هراسان و سراسیمه کرده، این است که مقاومت سازمان‌یافته با تکیه بر کانون‌های شورشی در داخل، همچنان اصلی‌ترین و تنها آلترناتیو دموکراتیک در برابر ولایت فقیه باقی مانده است. هیچ‌یک از پروژه‌های انحرافی و آلترناتیوهای کاذب رسانه‌ای نتوانسته‌اند این حقیقت مستحکم را تغییر دهند.

همسویی شرم‌آور جریان‌های سلطنت‌طلب با منافع رژیم

در این میان، جای تأسف و البته عبرت تاریخی است که برخی جریان‌های سلطنت‌طلب و مدعیان دروغین دموکراسی، به جای دفاع از آزادی تجمع و محکومیت وحشی‌گری پلیس فرانسه، در عمل در کنار همان سیاست‌هایی قرار گرفتند که به خفه کردن صدای مخالفان واقعی رژیم می‌انجامد. این دفاع گزینشی از دموکراسی و سکوت رضایت‌آمیز در برابر سرکوب مجاهدین، چیزی جز تضعیف ارزش‌های مبارزاتی و خدمت آشکار و ناخواسته به بقای استبداد آخوندی نیست و مرزهای میان مبارز واقعی و مدعی عافیت‌طلب را بیش از پیش روشن می‌سازد.

کلام آخر؛ دیکتاتورها تنها زبان قاطعیت را می‌فهمند

تاریخ بارها ثابت کرده است که دیکتاتوری‌های عریان، زبان مماشات را نشانه حسن نیت نمی‌دانند، بلکه آن را مجوزی برای ترور، شکنجه، سرکوب و گروگان‌گیری بیشتر قلمداد می‌کنند.تنها راه نجات منطقه و جهان از اختاپوس تروریسم حاکم بر ایران، ایستادگی بدون قید و شرط در کنار مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته آنان است. این تنها مسیری است که می‌تواند راه را برای صلح، آزادی و ثبات پایدار در ایران و سراسر جهان هموار سازد. لکه سیاه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ هرگز از پیشانی دموکراسی فرانسه پاک نخواهد شد، مگر با تغییر رادیکال، بنیادین و قاطعانه این سیاست ذلیلانه و پایان دادن به باج‌دهی به فاشیسم آخوندی تلو تلو خورده تهران.


بیشتر از جامعه ایرانیان بلژیک کشف کنید

برای دریافت آخرین پست‌ها به ایمیل خود مشترک شوید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا