مطالعه این تحلیل را به همه مبارزین سیاسی توصیه میکنیم.
این پیام مسعود رجوی با عنوان «صلح یا جنگ با فاشیسم مذهبی» که در آبان ۱۳۸۶ منتشر شد را میتوان در ادامهی سنت ضدجنگ انترناسیونال دوم و تکامل نظریات رُزا لوکزامبورگ و لنین ارزیابی کرد که به شدت در مقابل کائوتسکی مرزبندی کرده و کارگران را از شرکت و مدافعه از جنگ در صفوف دولت خودی برحذر داشتند.
حرف لنین در یک کلام این بود:
«یک انقلابی راستین باید به دنبال تبدیل جنگ خارجی به جنگ داخلی باشد.»
مسعود رجوی در این پیام، پس از تجربهٔ تشکیل ارتش آزادیبخش، برای نخستین بار از مفهوم «ارتش قیام» استفاده میکند؛ مفهومی که بعدها در ادبیات سیاسی مجاهدین جایگاه ویژهای یافت.
این پیام دقیقا در زمانی بود که بعد از سه دهه تعدیل ساختاری و جراحیهای نئولیبرالیِ اقتصاد، طبقهٔ متوسط شهری در ایران دچار آسیبهای جبرانناپذیر شد و به طبقهٔ پایین فروغلتید و نشست کرد. از سالهای پایانی دههٔ هشتاد شمسی، این فروپاشی آغاز شد و تا به امروز ادامه داشته است. سیاستهای نئولیبرالی که از دوران رفسنجانی شروع شد و در دوران خاتمی تحت عنوان «ساماندهی اقتصادی» تداوم یافت، در دوران احمدینژاد به اوج خود رسید و عملاً با «آزادسازی قیمتها»، حذف سوبسیدِ کالاها، سوخت و انرژی، و مقرراتزدایی از استخدام میلیونها کارگر، اعلان جنگ رسمی علیه خردهبورژوازی شهری را کلید زد. دقیقاً در سالهای ۸۶ تا ۸۷ بود که چندین گروه از متخصصان صندوق بینالمللی پول در هتل لالهٔ تهران مستقر شدند و آخرین نسخههای نئولیبرالی را بر قامت اقتصاد ایران نوشتند و تجویز کردند.
مسعود رجوی دریافته بود که این خردهبورژوازی شهری درهم کوبیده شده به زودی بر فراز اختناق به خیابانها سرازیر خواهد شد. به همین دلیل بود که با در دستور کار قرار دادن تئوریک «ارتش قیام» به پیشواز استراتژی کانون شورشی رفت، چنانکه اگر رژیم میتوانست از پس این جراحیها، به لحاظ اقتصادی به ثبات برسد، قطعاً مجاهدین اعلام فاز انقلاب سوسیالیستی میکردند!
به بیان دیگر؛ اقتصاد سیاسی کانون شورشی جراحیهای پی در پی نئولیبرالی اقتصاد بود.
واقعیت اینست که تمامی تلاشهای صندوق بینالمللی پول برای ادغام رژیم نکبت آخوندی به نظام سرمایهداری با سرعت تمام در حال اجرا بود و همه چیز نشان از یک تحول بزرگ در ساختار جمهوری اسلامی در سالهای ۸۶، ۸۷ و ۸۸ داشت. ولی حرف مسعود رجوی در پایان این پیام بیشتر از اینکه به مردم ایران باشد، خطاب به طرفحسابهای بینالمللی و رژیم آخوندی است:
رژیم پوسیده آخوندی دو راه بیشتر ندارد:
یا عقب بنشیند و جامهای زهر زنجیرهای را یکی پس از دیگری سر بکشد تا بالمال طلسم اختناق درهم بشکند.
یا با انقباض و میلیتاریسم هر چه بیشتر, به پیشروی و ماجراجویی روی بیاورد تا ضربات و عواقب بعدی آن را تحمل کند.
لیکن تا آنجا که به ما مربوط میشود, گفتهایم و تکرار میکنیم که میخواهیم رژیم هر چه سریعتر پس بنشیند, هرچند که این فرض بسیار بعید بنظر میرسد, اما در اینصورت قیمت هرچه کمتری میپردازیم. از این رو, با قطع و یقین میگوییم: بفرمایید عقب بنشینید, خواهش میکنیم عقب بنشینید و واپس بتمرگید! در اینصورت مردم ایران و جوانان مبارز و مجاهد این میهن, خوب میدانند شما را با ارتش قیام, چگونه جارو کنند و به زبالهدان تاریخ بریزند!
اما اگر ناپرهیزی نمودید و به امید اینکه جنگ زمینی امکانپذیر نیست و نیروی زمینی در کار نخواهد بود, هوا بَرِتان داشت و در مدلهای پاسدارنشان احمدی نژادی پیش رفتید, اگر همچنانکه در سر دارید, به تصفیههای بزرگ و به سرکوب هر چه بیشتر و به کشتار برای جلوگیری از قیام روی آوردید, وعده نهایی ارتش آزادی با شما, در تهران…….
به روشنی می توان دید که این رژیم در بن بست است. به آخر خط رسیده و راه پس و پیش ندارد. نتیجه در هر حال و با همه فراز و نشیبها یکی است: راه حل مریم در پایتخت شیر و خورشید پیروز میشود……
سلام بر خلق – سلام بر آزادی
مسعود رجوی
۷ آبان ۱۳۸۶
بیشتر از جامعه ایرانیان بلژیک کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید



