طبقه صرفاً میزان درآمد یا سبک زندگی نیست. طبقه اجتماعی بر اساس جایگاه افراد و اقشار مختلف جامعه در فرآیند تولید، یا در واقع نسبت آنها با ابزار تولید تعریف میشود.
یعنی چه کسی مالک ابزار تولید است و چه کسی ناچار است نیروی کار خود را بفروشد؟
در سرمایهداری، سرمایهداران/بورژواها مالک کارخانهها، بانکها و ثروت عمومی هستند و کارگران مالک چیزی جز توان و نیروی کار خود نیستند. همین رابطه، منافع متفاوت و متضادی را میان طبقات ایجاد و تقسیم میکند.
نهاد «دولت»، تشکیلات و سازمان صیانت از سلطهی طبقه حاکم (سرمایهداران) و اعمال هژمونی آن به طبقات تحت سلطه است. کارکرد اصلی قوای نظامی و قهریهی دولت (سپاه، ارتش، پلیس، ساواک و…) نیز در همین راستا قرار دارند.
با این توصیف، به پرسشهای زیر فکر کرده و تلاش کنید در ذهن خود به آنها پاسخ دهید:
۱- وقتی پهلوی بهجای قوای مردمی و پتانسیل انقلابی جامعه روی نیروی ریزشی سپاه حساب باز کرده و بارها هم اعلام کرده است که «همین سپاهیها، همین بسیجیها و نیروهای انتظامی، حافظان امنیت و صلح در ایران آزاد فردا هستند»، درواقع پهلوی منافع کدام طبقه را نمایندگی میکند؟
۲- وقتی خمینی ساختار قدرت به جا مانده از سلطنت پهلوی را حفظ کرد و برای مثال، بهجای انحلال ساواک، آن را به وزارت اطلاعات تبدیل کرد، خمینی منافع کدام طبقه را نمایندگی میکرد؟
۳- وقتی سازمان مجاهدین خلق از استراتژی مبارزه مسلحانه و سازمانیافته، یا قیام مسلحانه و سازمانیافته، و در عین حال درهم شکستن کامل ساختار قدرت و انحلال قوهی قهریهی آن (سپاه و سایر ارکان سرکوب) صحبت میکنند، وقتی مستقل از دولتها و قدرتها، ارتش آزادیبخش و کانونهای شورشی را تشکیل میدهند، در حقیقت به کدام طبقه عاملیت داده و منافع کدام طبقه را نمایندگی میکنند؟
۴- کسانی که بر علیه مبارزه مسلحانه مرثیهسرایی کرده و نسخهی مبارزه مدنی و خشونتپرهیز میپیچیند، منافع کدام طبقه را نمایندگی میکند؟
۵- کسانیکه به قدرتهای خارجی چشم دوخته و پدیدهی جنگ را «بشردوستانه!» رنگآمیزی میکنند، منافع کدام طبقه را نمایندگی میکنند؟
۶. با توجه به تعریف طبقه که در بالا گفتیم، فرد یا جریان سیاسی که «مبارزه مسلحانه» توسط «پایین» را نفی میکند و فقط خواستار یک جابجایی سیاسی در «بالا» است، آیا میتواند مدافع طبقه کارگر و اقشار زحمتکش باشد؟
۷. سوال آخر اینکه؛
آیا بدون مبارزه مسلحانه «میشود و میتوان» یک طبقه ستمگر با ارگان سلطهاش (دولت) را به زیر کشید و یک نظم نوین برقرار کرد؟
پ.ن:
مبارزه مسلحانه، ضامن استقلال یک جنبش در ایران (تاکید میکنم در ایران) است و هر جریانی که مبارزه مسلحانه را رد و نفی میکند، بلاتردید دُم و دُمبالچه یک دولت خارجی و یا زائدهای از خود حکومت آخوندی است.
بیشتر از جامعه ایرانیان بلژیک کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید



