در بین مردم، یک ارزیابی غریزی، غیرعلمی و خودبهخودی نسبت به رژیم آخوندی ایجاد شده که گویی این حکومت جنایتکار، چون در مقابل آمریکا و اسرائیل کوتاه نیامده و قیام ۴۰۴ را سرکوب کرده، میتواند همینطور دفتر عمر نکبتبارش را گشوده نگه دارد…
ولی واقعیت اینست که بهطور قانونمند، قطار سرنگونی باید از لابهلای این اتفاقات میگذشت و رژیم بهشدت تضعیف میشد…
مردم باید از ایستگاه دوم خرداد ۷۶ و خاتمی عبور میکردند و با چشم خود اصلاحناپذیری رژیم را میدیدند.
مردم باید در سال ۸۸ آخرین برگ اصلاحات را تحت عنوان «جنبش سبز»، به رهبری میرحسین موسوی، تجربه و کهنه میکردند.
مردم باید در قیام دی ۹۶، برای اولین بار، بر فراز اختناق، در ۱۳۰ شهر، بهطور خودبهخودی بیرون میآمدند و متوجه میشدند که خروج جمعی گسترده «امکانپذیر» است و همچنین طومار «اصلاحطلب/اصولگرا» را برای همیشه میپیچیدند.
مردم باید در آبان ۹۸ آن روی وحشی رژیم را تجربه میکردند و آخرین قطرات توهم به «سرنگونی» از طریق تظاهرات «مسالمتآمیز و غیرمسلحانه» فرو میریخت.
مردم باید در قیام ۴۰۱ متوجه میشدند که با رقص و آواز، روسریچرخانی و آتش زدن انها ، امکان سرنگونی نیست.
مردم باید در قیام ۴۰۴ ناکارآمدی رضا پهلوی در کسوت رهبری جنبش را متوجه میشدند. مردم در قیام ۴۰۴ با گوشت، پوست و استخوانشان چنین جمعبندی کردند که این رژیم فقط و فقط با مبارزه مسلحانه سرنگون خواهد شد.
مردم باید در میدان عمل تجربه میکردند که حمله خارجی منجر به سرنگونی نمیشود و نباید ازدامن هیچ دولت خارجی ت آویزان شد، بلکه باید با سیاست انقلابی «کس نخار پشت ما …» حرکت کرد.
نتیجه اینکه:
مردم ایران آرامآرام در ناخودآگاه جمعی خودشان به «مبارزه مسلحانه» و ضرورتهای ناشی از آن پی بردهاند. چشمشان به حقیقت مجاهدین در حال باز شدن است.
اسبِ سیاوشِ ایرانزمین از میان دود و آتشِ تهمت، افترا و شیطانسازی سر برآورده و اکنون در افق سیاسی ایران، آشکارا پدیدار شده است.
سازمان مجاهدین، همان سیاوشِ پاک و راستینی است که از آتشِ آزمون گذشته و اینک گامبهگام به تودههای چشمبهانتظار ایران نزدیک میشود؛ مردمی که سالها در جستوجوی حقیقت، از میان انبوه روایتها و فریبها عبور کردهاند
بیشتر از جامعه ایرانیان بلژیک کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید



